فلج عصب صورت، یک عارضه نسبتاً شایع ناشی از اختلال در عملکرد عصب جمجمهای هفتم است که ساختارهای تحت کنترل آن را فلج میکند و با توجه به مسیر پیچیده این عصب، عوامل گوناگونی میتوانند به این آسیب منجر شوند. شایعترین علت فلج عصب صورت، فلج بل است که نوعی فلج موقت عضلات صورت محسوب میشود و معمولاً یک طرف چهره را درگیر میکند؛ علت دقیق فلج بل هنوز ناشناخته است، اما احتمال ارتباط آن با عفونت ویروس هرپس سیمپلکس مطرح شده و خوشبختانه این وضعیت اغلب به صورت خودبهخودی و بدون نیاز به درمان خاص بهبود مییابد. این عارضه بر اساس محل آسیبدیدگی به دو نوع تقسیم میشود:
فلج مرکزی صورت
ناشی از آسیب بالای هسته عصب صورتی
فلج محیطی صورت
ناشی از آسیب در سطح هسته عصب صورتی یا پایینتر از آن
عصب صورتی، که هسته آن در پل مغزی قرار دارد، مسیر پیچیدهای را طی میکند و از طریق سوراخ استیلوماستوئید از جمجمه خارج میشود. پس از عبور از میان غده پاروتید، این عصب به پنج شاخه اصلی تقسیم میگردد که عبارتند از شاخههای گیجگاهی، گونهای، گونهای/دهانی، فکی و گردنی. این شاخهها مسئولیت عصبدهی به عضلات مختلف صورت را بر عهده دارند.
علت فلج صورت چیست؟
سکته مغزی
تومور داخل جمجمهای
اماس (مولتیپل اسکلروزیس)
سیفلیس
HIV (ویروس نقص ایمنی انسانی)
واسکولیتها (التهاب عروق)
خونریزی مغزی
فلج بل: یک وضعیت ایدیوپاتیک
فلج بل یک وضعیت ایدیوپاتیک است، به این معنا که علت مشخصی برای بروز آن تعیین نشده و تشخیص آن پس از رد سایر علل احتمالی فلج صورت صورت میگیرد. این عارضه که نام خود را از سر چارلز بل، جراح و آناتومیست قرن نوزدهم اسکاتلندی گرفته است، معمولاً با داروهای کورتیکواستروئیدی برای کاهش التهاب و در برخی موارد با داروهای ضدویروسی درمان میشود. اگرچه علت دقیق فلج بل نامشخص است، عواملی نظیر عفونتهای ویروسی (به ویژه ویروس هرپس سیمپلکس)، بارداری، استرس و برخی اختلالات خودایمنی به عنوان عوامل خطر احتمالی در نظر گرفته میشوند.
تومور
فشرده شدن عصب صورت توسط تومور میتواند عامل فلج صورت باشد، اما اغلب، آسیب به این عصب در جریان جراحی برای برداشتن تومور رخ میدهد. نوروم آکوستیک، که با نام شوانومای دهلیزی نیز شناخته میشود، از شایعترین تومورهایی است که برداشتن آن ممکن است به طور ناخواسته منجر به آسیب و فلج عصب صورتی شود. تومورهای کمتر شایعی که ممکن است باعث فلج صورت شوند (یا جراحی برای برداشتن آنها باعث آسیب شود) عبارتاند از:
کلستئاتوما
همانژیوم
شوانومای عصب صورتی
تومورهای غده پاروتید
عفونتها
سندرم رمزی هانت (Ramsay Hunt Syndrome)
سندرم رمزی هانت، ناشی از عفونت با ویروس هرپس زوستر، با سه علامت مشخص میشود: فلج صورت، بثورات تاولدار شبیه به هرپس، و اختلال در عملکرد سیستم دهلیزی-شنوایی. در مقایسه با فلج بل، بیمارانی که به سندرم رمزی هانت مبتلا میشوند، بیشتر در معرض خطر کاهش شنوایی قرار دارند، روند بیماری معمولاً دردناکتر است و متاسفانه، میزان بهبودی فلج صورت در این گروه از بیماران پایینتر است.
بیماری لایم (Lyme Disease)
بیماری لایم، که در اثر عفونت با باکتری بورلیا بورگدورفری و از طریق گزش کنه منتقل میشود، میتواند عوارض عصبی مختلفی ایجاد کند که یکی از آنها فلج صورت است؛ بر اساس آمارها، حدود 10 درصد از افراد مبتلا به لایم دچار فلج صورت میشوند و در حدود 25 درصد از این موارد، فلج به صورت دوطرفه یعنی در هر دو سمت صورت ظاهر میگردد.
آسیب ثانویه به عصب صورت
آسیب ثانویه به عصب صورت، که معمولاً در جریان اعمال جراحی نظیر تعویض مفصل فک گیجگاهی، ماستوئیدکتومی و پاروتیدکتومی رخ میدهد، از دیگر علل فلج صورت به شمار میرود و ناشی از مداخله پزشکی است.
تروما یا آسیب فیزیکی
ضربه یا آسیب فیزیکی، به ویژه شکستگیهای استخوان گیجگاهی و ماستوئید، از جمله عواملی هستند که میتوانند منجر به فلج عصب صورتی گردند.
مادرزادی (Congenital)
تعداد بسیار کمی از نوزادان با اختلال مادرزادی در عملکرد عصب صورتی به دنیا میآیند.
سندرم میلارد-گابلر (Millard-Gubler syndrome)
سندرم میلارد-گابلر، یک وضعیت عصبی است که در اثر آسیب به ناحیهای خاص از ساقه مغز ایجاد میشود و با فلج صورت در یک طرف بدن (همان سمت ضایعه)، فلج نیمه بدن در طرف مقابل (همیپلژی ناشی از درگیری راه حرکتی)، و فلج عضله رکتوس خارجی چشم در همان سمت (به دلیل درگیری عصب ابدوسنس) مشخص میگردد.
سندرم فویل (Foville Syndrome)
سندرم فویل یک اختلال عصبی است که ناشی از آسیب به ناحیهای در ساقه مغز بوده و با فلج صورت در یک طرف بدن (همان سمت آسیب)، فلج نیمه بدن در طرف مقابل، و همچنین اختلال در حرکات هماهنگ چشمها مشخص میشود.
سندرم “هشتو-نیم” (Eight-and-a-half syndrome)
سندرم “هشتو-نیم” یک اختلال عصبی نادر است که با فلج صورت در یک طرف، همراه با افتالموپلژی بینهستهای (مشکل در حرکت دادن چشمها به صورت افقی) و فلج نگاه افقی مشخص میشود.
بیماران دیابتی در معرض خطر بالاتری برای ابتلا به فلج عصب صورتی هستند.
بارداری
احتمالاً به دلایلی مانند افزایش انعقاد خون، افزایش فشار خون و حجم مایعات، عفونتهای ویروسی و کاهش ایمنی بدن.
عفونت گوش
عفونت گوش میتواند به عصب هشتم جمجمهای سرایت کرده و باعث التهاب آن شود که این وضعیت میتواند به بروز علائم فلجی در صورت منجر گردد.
عفونتهای دستگاه تنفس فوقانی
مانند سرماخوردگی یا سینوزیت، که میتوانند زمینهساز التهاب یا آسیب به عصب صورت شوند.
نمای بالینی در بیمار فلج صورت چیست؟
فلج عضلاتی که توسط عصب صورتی عصبدهی میشوند، در سمت درگیر صورت به شکل زیر ظاهر میشود:
ناتوانی در بستن چشم
ناتوانی در حرکت دادن لبها (مثلاً برای لبخند زدن یا غنچه کردن لبها)
افتادگی صورت در سمت درگیر هنگام استراحت
اکتروپیون (Ectropion): افتادگی و چرخش بیرونی پلک پایین چشم در سمت آسیبدیده
مشکل در خوردن و آشامیدن
کاهش وضوح گفتار
خشکی چشم در سمت آسیبدیده
تأثیرات عصبی در فلج صورت چیست؟
عصب صورت علاوه بر عصبدهی به غدد اشکی و بزاقی و عضله استخوان رکابی گوش میانی، حس چشایی را از دو سوم جلویی زبان منتقل میکند؛ فلج این عصب اغلب منجر به کاهش یا عدم تولید اشک در چشم آسیبدیده شده و خشکی چشم و خطر زخم قرنیه را به دنبال دارد. این خشکی به دو دلیل عمده رخ میدهد: اختلال در عصب پتریوزال بزرگ که بخش پاراسمپاتیک غده اشکی را کنترل میکند، و فلج عضله اوربیکولاریس اوکولی که مسئول بستن چشم و پلک زدن است و در نتیجه، اشک به درستی روی قرنیه پخش نمیشود.
سایر علائم و نشانههای فلج صورت محیطی
فلج صورت محیطی میتواند با علائم مختلفی از جمله هایپرآکوکسیس (حساسیت به صداهای بلند)، تغییر در حس چشایی (به دلیل آسیب به عصب صورتی)، و در حالت استراحت با ظاهری مشخص شامل عدم وجود خطوط پیشانی در سمت آسیبدیده، بزرگتر یا بازتر بودن چشم آسیبدیده، ناتوانی یا کاهش توانایی در بستن آن، تغییر یا عدم وجود چین نازولبیال در همان سمت، و پایینتر بودن گوشه دهان سمت آسیبدیده نسبت به طرف سالم همراه باشد. این ویژگیها اغلب در مراحل ابتدایی این نوع فلج صورت قابل تشخیص هستند.
مدیریت پزشکی فلج بل و سندرم رمزی هانت، که جزئیات آن در صفحات مربوطه شرح داده شده است، عمدتاً شامل تجویز کورتیکواستروئیدها مانند پردنیزون میشود که اثربخشی آنها در صورت شروع درمان ظرف 72 ساعت اولیه بروز بیماری بیشتر است. در برخی موارد، این درمان با داروهای ضدویروسی نیز همراه میگردد.
مدیریت جراحی
تومورهای عصب صورتی مانند نورومای آکوستیک و شوانومای صورت معمولاً با جراحی برداشته میشوند. در بیمارانی که در معرض خطر بالای آسیب قرنیه قرار دارند، ممکن است جراحی پلاستیک چشم برای محافظت از چشم توصیه شود. همچنین، برای بیمارانی که دچار فلج شدید صورت و از دست دادن عملکرد عصبی هستند، گزینههای مداخله جراحی متعددی وجود دارد که میتوان از آنها استفاده کرد.این مداخلات به دستههای زیر تقسیم میشوند:
جراحیهای بازسازی صورت که شامل پیوند عصب است.
جراحیهای بازسازی صورت که شامل جابجایی عضله است.
جراحی پلاستیک که برای بهبود تقارن در حالت استراحت استفاده میشود، اما حرکت را بهبود نمیبخشد.
فیزیوتراپی در فلج صورت
در مراحل ابتدایی فلج صورت، اولویت اصلی مراقبت صحیح از چشم آسیبدیده است. عصب صورت مسئول تولید رطوبت قرنیه است و در هفتهها و ماههای اولیه فلج، احتمال خشکی چشم بسیار زیاد است. این امر بیمار را در معرض خطر کراتیت/کراتوپاتی ناشی از تماس (زخم قرنیه) قرار میدهد که میتواند به بینایی آسیب برساند. بنابراین، مدیریت چشم برای پیشگیری از آسیب قرنیه و حفظ بینایی حیاتی است. فیزیوتراپیست باید بیمار را در مورد نحوه مدیریت خشکی چشم آموزش دهد، مگر اینکه توسط سایر کادر درمان انجام شده باشد. در صورت قرمزی چشم مکرر، ارجاع فوری به چشمپزشک ضروری است و در غیر این صورت، توصیه به مراجعه به اورژانس چشمپزشکی باید صورت گیرد. (برای اطلاعات بیشتر در مورد خشکی چشم، علائم، خطر زخم قرنیه و درمانهای آن مانند چسبزدن یا استفاده از مرطوبکنندههای مصنوعی به منابع مربوطه مراجعه شود).
سایر درمانهای فیزیوتراپی در این مرحله شامل موارد زیر است:
شامل ماساژ خود، تمرینات تنفس و آرامش، تمریناتی برای بهبود هماهنگی دو طرف صورت و کاهش سینکینزی، تمریناتی برای کمک به بستن چشمها و لبها، و تمرینات حروف، کلمات و حالات صورت.
کینزیوتیپینگ (Kinesiotaping)
کمک به کشیدن عضلات صورت و کاهش فعالیت بیش از حد در سمت سالم صورت.
نقش موثر فیزیوتراپی در بهبود فلج صورت
شواهد پزشکی نشان میدهند که فیزیوتراپی یک بخش مهم در درمان فلج بل است و تکنیکهایی مانند آموزش دوباره عضلات صورت به افراد کمک میکند تا دامنه حرکتی صورتشان بهتر شود و تقارن آن بهبود یابد، همچنین حرکات ناخواسته (سینکینزی) کمتر شود. تمرینات میمیک صورت هم میتواند عملکرد کلی صورت را بهتر کند و ظاهر آن را در حالت استراحت و هنگام حرکت ارادی متقارنتر سازد. اگرچه هنوز در مورد تاثیر تحریک الکتریکی اختلاف نظر وجود دارد، اما برخی روشهای فیزیوتراپی دیگر مانند PNF و کابات از انجام ندادن هیچ تمرینی موثرتر هستند. همچنین، فیزیوتراپی به ویژه با استفاده از آموزش دوباره عضلات و بازخورد آینهای، نقش مهمی در مدیریت عارضه شایع سینکینزی دارد و مطالعات نشان دادهاند که شدت فلج صورت میتواند بر کیفیت زندگی افراد تاثیر بگذارد و حتی باعث شود چهره فرد در هنگام خوشحالی نیز غمگین به نظر برسد.